السيد موسى الشبيري الزنجاني
4136
كتاب النكاح ( فارسى )
25 / 06 / 1381 دوشنبه درس شمارهء ( 444 ) كتاب النكاح / سال پنجم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس اين جلسه : در اين جلسه به بررسى روايات معارض مىپردازيم ، يعنى روايت صحيحه محمد بن مسلم و روايت يزيد كناسى كه خيار را براى صغير و صغيره پس از بلوغ اثبات كردهاند . * * * بحث در مورد اين مسأله بود كه آيا عقدى كه پدر بر صغير يا صغيرة انجام داده لازم است ؟ به طورى كه آنها نمىتوانند پس از بلوغشان آن را به هم بزنند يا مىتوانند به هم بزنند . در مورد صغيره از چند روايت استفادهء لزوم مىشد . در مورد صغير هم يك روايت صحيحهء أبو عبيدهء حذّاء دلالت بر لزوم داشت . البته در دعائم الاسلام هم روايتى با اين مضمون بود كه از نظر سند معتبر نيست . در جلسهء قبل گفتيم در بين فقها به كسى بر نخورديم كه در مورد صغير به روايات استناد كرده باشند بلكه طبق قواعد فتوى دادهاند ( با چشمپوشى از رواياتى كه آقاى خويى نقل كرده و ما در دلالت آنها مناقشه داشتيم ) اما بعداً مراجعه كرديم و ديديم صاحب مدارك در نهاية المرام به همين روايت أبو عبيدهء حذّاء استدلال كرده و لذا با ما موافق هستند . بررسى روايات معارض : روايات سابق كه دالّ بر لزوم عقد بودند مبتلا به دو روايت معارض هستند : صحيحهء محمد بن مسلم و روايت يزيد كناسى . صحيحهء محمّد بن مسلم خيار فسخ نكاح را هم براى صبى و هم براى صبيّه پس از بلوغ اثبات مىكند . اما روايت يزيد